دستگاههای رقمی حال حاضر ،همه با پردازندههایی توزیع
شدهاند که به مدار گسسته و بنابراین به تعدادی تغییر المان برای متفاوت بودن و تغییر
حالات احتیاج دارند . قبل از تجاری شدن ترانزیستور ؛ برای تغییر المانها از
electrical
relays
و
vacum
tubes
به صورت عمومی استفاده میشد . اگر چه اینها از مزایایی چون سرعت - به خاطر ساز و کار
عمومی شان- برخوردار بودند ولی به خاطر بعضی مسایل غیرقابل اطمینان بودند
ترانزیستور و مدارات مجتمع
گسسته پردازنده ها

پیچیدگی طراحی پردازندهها هم زمان با افزایش سریع فن آوریهای متنوع که ساختارهای
کوچکتر و قابل اطمینان تری را در وسایل الکترونیک باعث میشد، افزایش یافت . اولین
موفقیت با ظهور اولین ترانزیستورها حاصل شد . پردازندههای ترانزیستوری در طول دهههای
۵۰ و
۶۰ میلادی زمان زیادی نبود که اختراع
شده بود و این در حالی بود که آنها بسیار حجیم، غیر قابل اعتماد و دارای المانهای سوئیچینگ
شکننده مانند لامپهای خلا و رلههای الکتریکی بودند. با چنین پیشرفتی پردازندههایی
با پیچیدگی و قابلیت اعتماد بیشتری بر روی یک یا چندین برد مدار چاپی که شامل قسمتهای
تفکیک شده بودند ساخته شدند.
در طول این مدت ، یک روش برای تولید تعداد زیادی ترانزیستور روی یک فضای فشرده نظر
اکثریت را به خود جلب کرد. مدارات مجتمع (IC)ها ،این امکان را فراهم کردند
که تعداد زیادی از ترانزیستورها روی یک پایه نیمه رسانا لایه لایه شده یا «چیپ»ساخته
شوند. در ابتدا تنها مدارات غیر تخصصی پایه مانند گیتهای منطقی
NOR به صورت مدارات مجتمع ساخته شدند.
پردازندههایی که بر اساس چنین واحد سیستم پایهای مدارات مجتمع ساخته شدند به طور
کلی جزو مدارات مجتمع مقیاس کوچک (SSI) محسوب میشدند.مدارات مجتمع SSI مانند آنچه که در راهنمای کامپیوتر
آپولو آورده شده ،معمولاً شامل ترانزیستورها با تعداد ضرایبی از
۱۰ میباشند. ساخت یک پردازنده یکپارچه
و بی عیب و نقص بدون استفاده از مدارات مجتمع SSI نیازمند هزاران چیپ مجزا میباشد
، اما همچنان مقدار حجم و توان مصرفی بسیار کمتری نسبت به طراحی به وسیله مدارات ترانزیستوری
گسسته نیازمند است.چنین تکنولوژی میکرو الکترونیک پیشرفتهای باعث افزایش تعداد ترانزیستورهای
موجود در ICها شد و بدین ترتیب کاهش تعداد
ICهای منفردی را در پی داشت که به یک پردازنده کامل نیاز
داشتند. در مدارات مجتمع سری MSI
و LSI (مدارات مجتمع مقیاس متوسط و بزرگ) میزان ترانزیستورها تا صدها
و سپس تا هزاران ترانزیستور افزایش یافت.در سال
۱۹۶۴ شرکت IBM
سیستم معماری
۳۶۰ کامپیوتر را معرفی کرد که در یک
سری از کامپیوترها که میتوانستند یک برنامه را با چندین سرعت و شکل مختلف اجرا کنند
مورد استفاده قرار گرفت. این کار در زمانی که بیشتر کامپیوترهای الکترونیکی با یکدیگر
نا سازگار بودند ، حتی آنهایی که توسط یک کارخانه ساخته میشدند ،بسیار حائز اهمیت
بود. به منظور تسهیل در چنین پیشرفتی شرکت IBM از یک راهکار به نام ریز برنامه
(ریز دستورالعمل)استفاده کرد ، که همچنان به صورت گستردهای در پردازندههای مدرن مورد
استفاده قرار میگیرد. سیستم معماری ۳۶۰
آنچنان به شهرت رسید که چندین دهه بر بازار سیستمهای کامپیوتری قدرتمند حکمفرما بود
و چیزی از خود بر جای گذاشت که روند آن همچنان نیز به وسیله کامپیوترهای مدرن مشابه
مانند کامپیوترهای سری Z
شرکت
IBM ادامه دارد. در همان سال (۱۹۶۴) انجمن تجهیزات
دیجیتالی (DEC)
یک کامپیوتر قدرتمند با هدف کاربرد علمی و تحقیقاتی به بازا عرضه کرد. بعدها یک سیستم
با نام ۱۱
PDP-عرضه کرد
که به نهایت شهرت دست یافت و این سیستم در اصل با مدارات مجتمع
SSI ساخته شده بود با این تفاوت که نهایتا
با اجزاء LSI
تکمیل شده بود و به یکباره به کاربرد عملی رسید. بر خلاف SSI و MSI های قبلی ، اولین پیاده سازی
LSI از
۱۱PDP-
شامل پردازندههای مرکب از چهار LSI
مدار مجتمع میباشد.(انجمن تجهیزات دیجیتالی
۱۹۷۵)
کامپیوترهای با ترانزیستور پایه دارای چندین مزیت ممتاز بود. گذشته از تسهیل و ساده
سازی ، قابلیت اعتماد بالا و توان مصرفی پایین تری داشتند. ترانزیستورها همچنین به
پردازندهها اجازه میدادند تا با سرعت بالاتری مورد استفاده قرار گیرد و این به علت
زمان سوئیچینگ کوتاه یک ترانزیستور در مقایسه با یک لامپ الکترونی یا رله میباشد.
در نتیجه برای هر دو حالت افزایش اعتماد و متناسب با آن افزایش چشمگیر سرعت ، المانهای
سوئیچینگ پالس ساعت پردازنده در دهگان مگاهرتز در طول این دوره بدست آمد. به علاوه
زمانیکه ترانزیستورهای گسسته و ICهای ریزپردازندهها
مورد استفاده زیادی قرار گیرند ، طراحیهای جدید با کیفیت بالا مانند
SIMD (دستورالعملهای
منفرد با اطلاعات چندگانه) پردازندههای جهت دار آشکار میشود. این طراحی آزمایشگاهی
اخیر بعدها باعث شکل گیری عصر تخصصی ابر کامپیوترها مانند نمونه ساخته شده توسط کری
اینک گردید
ریزپردازندهها
ريزپردازنده اينتل
DX28048
در يک بسته سراميکی
پیدایش ریز پردازندهها در سال ۱۹۷۰ به طور قابل توجهی در طراحی و پیاده سازی پردازندهها
تأثیر گذار بود. از زمان ابداع اولین ریزپردازنده (اینتل۴۰۰۴)در
سال ۱۹۷۰ و اولین بهره برداری گسترده از ریزپردازنده اینتل
۸۰۸۰ در سال ۱۹۷۴
، این روند رو به رشد ریزپردازندهها از دیگر روشهای پیاده سازی واحدهای پردازش مرکزی
(CPU) پیشی گرفت ،کارخانجات تولید
ابر کامپیوترها و کامپیوترهای شخصی در آن زمان اقدام به تولید مدارات مجتمع با برنامه
ریزی پیشرفته نمودند تا بتوانند معماری قدیمی کامپیوترهای خود را ارتقا دهند و در نهایت
ریز پردازندهای سازگار با مجموعه دستورالعملهای خود تولید کردند که با سخت افزار
و نرم افزارهای قدیمی نیز سازگار بودند. با دستیابی به چنین موفقیت بزرگی امروزه در
تمامی کامپیوترهای شخصی CPUها منحصرا از ریز پردازندهها استفاده میکنند.
نسل قبلی ریزپردازندهها از اجزا و قسمتهای بیشمار مجزا
از هم تشکیل میشد که در یک یا چندین برد مداری قرار داشتند. اما ریزپردازندهها ،
CPUهایی هستند که
با تعداد خیلی کمی IC ساخته میشوند
، معمولاً فقط از یک IC ساخته میشوند.
کارکرد در یک قالب مداری به مفهوم زمان سوئیچینگ سریعتر به دلیل حذف عوامل فیزیکی میباشد.
مانند کاهش بهره پارازیتی خازنها ، که همگی در نتیجه کوچکی اندازه
CPU
هاست. این حالت باعث همزمان سازی ریزپردازندهها میشود
تا بتوانند پالس ساعتی در رنج چند ده مگا هرتز تا چندین گیگا هرتز داشته باشند. به
علاوه تعداد مینی ترانزیستورها روی یک
IC
افزایش مییابد و پیچیدگی عملکرد با افزایش ترانزیستورها در یک پردازنده به طرز چشمگیری
باعث افزایش قابلیت CPUها
میشود. این واقعیت به طور کامل مبین قانون مور میباشد که در آن بطور کامل و دقیق
رشد افزایشی ریزپردازندهها و پیچیدگی آنها با گذر زمان پیش بینی شده بود.
در حالیکه پیچیدگی ، اندازه ، ساختمان و شکل کلی ریزپردازندهها
نسبت به ۶۰ سال گذشته کاملاً تغییر کرده ، این نکته قابل توجهاست
که طراحی بنیادی و ساختاری آنها تغییر چندانی نکردهاست. امروزه تقریباً تمام ریزپردازندههای
معمول میتوانند پاسخگوی اصل نیومن در مورد ماشینهای ذخیره کننده برنامه باشند.
مطابق قانون مور که در حال حاضر نیز مطابق آن عمل میشود
، روی کرد استفاده از فناوری جدید کاهش در مدارات مجتمع ترانزیستوری مد نظر است. در
نهایت مینیاتوری کردن مدارهای الکترونیکی باعث ادامه تحقیقات و ابداع روشهای جدید محاسباتی
مانند ایجاد کامپیوترهای ذرهای (کوانتومی) شد . به علاوه موجب گسترش کاربرد موازی
سازی و روشهای دیگر که ادامه دهنده قانون سودمند کلاسیک نیومن است گردید.
عملکرد ریزپردازندهها
کارکرد بنیادی بیشتر ریزپردازندهها علیرغم شکل فیزیکی
که دارند ، اجرای ترتیبی برنامههای ذخیره شده را موجب میشود. بحث در این مقوله نتیجه
پیروی از قانون رایج نیومن را به همراه خواهد داشت. برنامه توسط یک سری از اعداد که
در بخشی از حافظه ذخیره شدهاند نمایش داده میشود.چهار مرحله که تقریباً تمامی ریزپردازندههایی
که از [ قانون نیومن] در ساختارشان استفاده میکنند از آن پیروی میکنند عبارتاند
از : فراخوانی ،رمز گشایی ، اجرا ، بازگشت برای نوشتن مجدد.
بلوک دیاگرامی که نمایشگر چگونگی رمز گشایی يک
MIPS32
است.
مرحله اول ، فراخوانی ، شامل فراخوانی یک دستورالعمل (که
به وسیله یک عدد و یا ترتیبی از اعداد نمایش داده میشود) از حافظه برنامه میباشد.
یک محل در حافظه برنامه توسط شمارنده برنامه(PC) مشخص میشود
که در آن عددی که ذخیره میشود جایگاه جاری برنامه را مشخص میکند.به عبارت دیگر شمارنده
برنامه از مسیرهای پردازنده در برنامه جاری نگهداری میکند. بعد از اینکه یک دستورالعمل
فراخوانی شد شمارنده برنامه توسط طول کلمه دستورالعمل در واحد حافظه افزایش مییابد.
گاهی اوقات برای اینکه یک دستورالعمل فراخوانی شود بایستی از حافظه کند بازخوانی شود.
که این عمل باعث میشود ریزپردازنده همچنان منتظر بازگشت دستورالعمل بماند. این موضوع
به طور گستردهای در پردازندههای مدرن با ذخیره سازی و معماری مخفی سازی در حافظههای
جانبی مورد توجه قرار گرفت. دستورالعملی که پردازنده از حافظه بازخوانی میکند باید
معین شده باشد که چه عملی را CPU می خواهد انجام
دهد. در مرحله رمزگشایی ، دستورالعمل به بخشهایی که قابل فهم برای قسمتهای پردازنده
هستند تفکیک میشود. روشی که در آن مقادیر دستورالعمل شمارشی ترجمه میشود توسط معماری
مجموعه دستورالعملها (ISA) تعریف
میشود. اغلب یک گروه از اعداد در یک دستورالعمل که شناسنده نامیده میشوند بیانگر
این هستند که کدام فرایند باید انجام گیرد. قسمت باقیمانده اعداد معمولاً اطلاعات مورد
نیاز برای دستور را در بر دارند ، مانند عملوندهای یک عملیات اضافی که در واقع چنین
عملوندهایی ممکن است به عنوان یک مقدار ثابت داده شوند(مقدار بی واسطه) ، یا اینکه
به عنوان یک محل برای مکان یابی یک مقدار ، یک ثبات و یا آدرس حافظه که به وسیله گروهی
از مدهای آدرس دهی تعیین میگردد داده شوند. در طرحهای قدیمی سهم پردازندهها یی که
در رمزگشایی دستورالعملها نقش داشتند از واحد سخت افزاری غیر قابل تغییر برخوردار بودند.
اگرچه در بیشتر پردازندهها و
ISAهای انتزاعی
و پیچیده اغلب یک ریز برنامه دیگر جهت ترجمه دستورالعمل به صورت ترکیب سیگنالهای مختلف
برای CPU ها وجود دارد. این ریز برنامه
گاهی قابلیت دوباره نویسی را دارد ، بنابراین آنها میتوانند برای تغییر نحوه رمز گشایی
دستورالعملها حتی پیش از آنکه CPU ها تولید شدند
اصلاحاتی را مجدداً انجام دهند.
بلوک دياگرام يک پردازنده ساده
بعد از مراحل فراخوانی و رمزگشایی مرحله اجرای دستور انجام
میگیرد. در طول این مرحله قسمتهای مختلفی از پردازنده با هم مرتبط هستند و میتوانند
یک عملکرد مطلوب ایجاد کنند. برای مثال اگر یک عملکرد اضافی درخواست شود واحد محاسبه
و منطق (ALU)با یک سری از ورودیها و خروجیها
مرتبط خواهد شد. ورودیها اعداد مورد نیاز برای افزوده شدن را فراهم میکنند و خروجیها
شامل جمع نهایی اعداد میباشند. ALU شامل مجموعهای
از مدارهاست تا بتواند عملیاتهای ساده محاسباتی و منطقی را روی ورودیها انجام دهد.
اگر فرایند اضافی نتیجه بزرگی برای کارکرد پردازنده ایجاد کند یک پرچم سر ریز محاسباتی
در ثبات پرچمها ایجاد میشود.
مرحله پایانی یعنی بازگشت به مکان اولیه و آمادگی برای
نوشتن مجدد پس از مرحله اجرا در قسمتی از حافظه به وجود میآید. گاهی اوقات نتایج محاسبات
در ثباتهای پردازندههای خارجی نوشته میشوند که اینکار برای دسترسی سریع به وسیله
دستورهایی که بعدا به برنامه داده میشود انجام میگیرند. در حالت دیگر ممکن است نتایج
با سرعت کمتری نوشته شوند اما در حجم بزرگتر و ارزش کمتر ، که این نتایج در حافظه
اصلی ذخیره خواهند شد. برخی از دستورات شمارنده برنامه که قابل تغییر هستند نسبت به
آن دسته از اطلاعاتی که مستقیما نتایج را تولید میکنند ترجیح داده میشوند. در اصل
همگی این موارد خیزش نامیده میشوند و رفتارهایی شبیه حرکت در یک لوپ ، زمان اجرای
برنامه (در طول استفاده از خیزشهای شرطی) و همچنین روند توابع در برنامهها را تسهیل
میدهند. تعداد بسیاری از دستورات وضعیت یک رقم در ثبات پرچمها را تغییر میدهند. این
پرچمها میتوانند برای تأثیر گذاری در چگونگی عملکرد یک برنامه مورد استفاده قرار گیرند.
برای مثال یک نوع از دستورات مقایسهای به مقایسه یک عدد و مقدار موجود در ثبات پرچمها
رسیدگی میکند. این پرچم ممکن است بعدا با یک دستورالعمل جهشی برای مشخص کردن روند
برنامه مورد استفاده قرار بگیرد.
بعد از اجرای دستورالعمل و نوشتن مجدد روی اطلاعات منتجه
فرآیند به طور کامل تکرار میشود و با دستور بعدی چرخه به طور معمول مقدار بعدی را
از ترتیب شمارشی فراخوانی میکند، که این عمل به دلیل روند افزایشی مقدار شمارنده برنامه
میباشد. در پردازندههای خیلی پیچیده تر نسبت به آنچه توضیح داده شد چندین دستورالعمل
قابل فراخوانی ، رمز گشایی و اجرا به صورت همزمان میباشند. این امر به طور کلی بیان
میدارد که چه مباحثی به روش زمانبندی کلاسیک
RISC
مربوط میشود ، که در حقیقت این فرایند در پردازندههای معمولی که در بسیاری از دستگاههای
الکترونیکی مورد استفاده قرار میگیرند متداول است. (ریز کنترل کننده یا میکرو کنترولر)
طراحی و پیاده سازی
دامنه صحیح (رنج کاری)
روشی که یک پردازنده از طریق آن اعداد را نمایش میدهد
یک روش انتخابی در طراحی است که البته در بسیاری از راههای اصولی اثر گذار است. در
برخی از کامپیوترهای دیجیتالی اخیر از یک مدل الکترونیکی بر پایه سیستم شمارش دسیمال
(مبنای ده) برای نمایش اعداد استفاده شدهاست. برخی دیگر از کامپیوترها از یک سیستم
نامتعارف شمارشی مانند سیستم سه تایی(مبنای سه) استفاده میکنند. در حال حاضر تمامی
پردازندههای پیشرفته اعداد را به صورت دودویی (مبنای دو) نمایش میدهند که در آن هر
عدد به وسیله چندین کمیت فیزیکی دو ارزشی مانند ولتاژ بالا و پایین نمایش داده میشوند.
ریز پردازنده ۶۵۰۲
MOS
در بسته دوتایی که به صورت رايج 8بيتی طراحی شدهاست.
علت نمایش دهی از طریق اعداد حجم کم و دقت بالا در اعدادی
است که پردازشگر میتواند نمایش دهد. در حالت دودویی پردازندهها , یک بیت به یک مکان
مشخص در پردازنده اطلاق میشود که پردازنده با آن به صورت مستقیم در ارتباط است. ارزش
بیت (مکانهای شمارشی) یک پردازنده که برای نمایش اعداد بکار برده میشود «بزرگی کلمه»،
«پهنای بیت»،«پهنای گذرگاه اطلاعات» و یا «رقم صحیح» نامیده میشود.که البته این اعداد
گاهی در بین بخشهای مختلف پردازندههای کاملاً یکسان نیز متفاوت است. برای مثال یک
پردازنده ۸ بیتی به محدودهای از اعداد دسترسی دارد که میتواند
با هشت رقم دودویی (هر رقم دو مقدار میتواند داشته باشد) ۲ یا
۲۵۶
عدد گسسته نمایش داده شود. نتیجاتا مقدار صحیح اعداد باعث میشود که سخت افزار در محدودهای
از اعداد صحیح که قابل اجرا برای نرم افزار باشد محدود شود و بدین وسیله توسط پردازنده
مورد بهره برداری قرار گیرد.
دامنه صحیح همچنین میتواند در تعداد مکانهایی از حافظه
که قابل آدرس دهی در پردازنده هستند تأثیر گذار باشد. به عنوان مثال اگر یک پردازنده
از ۳۲ بیت برای نمایش آدرس حافظه استفاده کند و هر آدرس حافظهای
یک بایت (۸بیت) را نمایش دهد ، ماکزیمم مقدار حافظه چنین پردازندهای
میتواند ۲ بایت یا ۴ گیگا بایت را
آدرس دهی کند. این یک نمای ساده از فضای آدرس دهی پردازنده هاست و بسیاری از طراحیها
از روشهای آدرس دهی پیشرفته تری مانند استفاده از حافظههای مجازی استفاده میکنند
تا بتوانند مکانهای بیشتری از حافظه را آدرس دهی کنند.
سطوح بالا تر دامنه صحیح (رنج کاری) به تشکیلات بیشتری
برای رسیدگی به رقمهای افزوده نیازمند است و بنابراین پیچیدگی ، اندازه ،توان مصرفی
و حتی هزینه عمومی بیشتری را در پی خواهد داشت.و این امر به هیچ وجه مقبول نیست. بنابر
این استفاده از ریز کنترل کنندههای ۴و
۸
بیتی که در کاربردها پیشرفته مورد استفاده قرار میگیرد متداول تر است. هرچند پردازندههای
با دامنه کاری بالاتر (مثل
۱۶ ،۳۲ ،۶۴
ویا حتی ۱۲۸ بیتی)نیز موجود میباشد. میکرو کنترل کنندههای ساده
تر معمولاً ارزانتر بوده و توان مصرفی کمتری دارند و نتیجاتا گرمای کمتری نیز تولید
میکنند که همگی این موارد در طراحی قطعات الکترونیکی مدنظر قرار میگیرند. به عنوان
مثال سیستم ۳۷۰ شرکت
IBM
از یک پردازندهای استفاده میکند که در حالت اولیه
۳۲
بیتی است اما در قسمت متغیر درونی خود از ۱۲۸ بیت برای تسهیل
و دقت بیشتر استفاده میکند. بسیاری از پردازندههای اخیر از پهنای بیت ترکیبی مشابهی
استفاده میکنند ، خصوصا زمانیکه پردازنده برای کاربردهای عمومی مورد استفاده قرار
میگیرد و نیازمند ایجاد تعادل بین قسمت متغیر و صحیح میباشد.
پالس ساعت چيست؟
اکثر پردازندهها و در حقیقت اکثر دستگاههایی که با منطق
پالسی و تناوبی کار میکنند به صورت طبیعی باید سنکرون یا همزمان باشند. این بدان
معناست که آنها به منظور همزمان سازی سیگنالها طراحی و ساخته شدهاند. این سیگنالها
به عنوان سیگنال ساعت(پالس ساعت) شناخته میشوند و معمولاً به صورت یک موج مربعی پریودیک
(متناوب) میباشند. برای محاسبه بیشترین زمانی که سیگنال قادر به حرکت از قسمتهای
مختلف مداری پردازندهاست ، طراحان یک دوره تناوب مناسب برای پالس ساعت انتخاب میکنند.
این دوره تناوب باید از مقدار زمانی که برای حرکت سیگنال یا انتشار سیگنال در بدترین
شرایط ممکن صرف میشود بیشتر باشد. برای تنظیم دوره تناوب باید پردازندهها مطابق حساسیت
به لبههای پایین رونده یا بالا رونده حرکت سیگنال در بدترین شرایط تاخیر طراحی و ساخته
شوند. در واقع این حالت هم از چشم انداز طراحی و هم از نظر میزان اجزای تشکیل دهنده
یک مزیت ویژه در ساده سازی پردازندهها محسوب میشود. اگرچه معایبی نیز دارد ، از جمله
اینکه پردازنده باید منتظر المانهای کندتر بماند ، حتی اگر قسمتهایی از آن سریع عمل
کنند. این محدودیت به مقدار زیادی توسط روشهای گوناگون افزایش قدرت موازی سازی (انجام
کارها به صورت همزمان) پردازندهها قابل جبران است.
با
وجود این پیشرفت معماری کامپیوترها ، به تنهایی قادر به حل اشکالات عدم همزمان
سازی سرتاسری و جهانی پردازندهها
نیست. برای مثال یک پالس ساعت تابع تاخیرهای
موجود در هر سیگنال دیگر است. پالس ساعتهای بالاتر در
پردازندههای پیچیده و ترکیبی برای نگه
داریشان در یک فاز (همزمانی) در طول یک واحد ، بسیار مشکل ساز
خواهد بود. این مشکل بسیاری از پردازندههای پیشرفته را
به سوی سیگنالهای ساعت متغیر سوق دادهاست
تا بتواند از تاخیرهای سیگنال-سیگنال جلوگیری به عمل آورد.موضوع
مهم دیگر در زمینه پالس ساعت ، افزایش چشمگیر میزان گرمایی
است که توسط پردازنده تولید میشود.تغییر
دائمی کلاک پالسها باعث میشوند تا اجزای بیشتری بدون در نظر
گرفتن اینکه آیا در آن زمان مورد استفاده قرار میگیرند
یا نه تغییر وضعیت پیدا
کنند. به طور کلی جزئی که تغییر وضعیت میدهد انرژی بیشتری نسبت به المانی که ثابت
است مصرف میکند. بنابر این وقتی
که پالس ساعت افزایش یابد باعث اتلاف گرمای بیشتری
میشود و در نتیجه پردازنده نیازمند راه حلهای مناسب تری
برای انجام خنک کاریست.
پردازنده های دو هسته ای
Intel
طی دو سال اخیر پردازنده های رومیزی Intel در وضعیت مناسبی قرار نداشته اند. CPUهایPentium 4 و
Pentium D با سرعت Clock نسبتاً بالایی کار می کنند اما در مقایسه با رقیب خود یعنی
AMD عملکرد ضعیفتری داشته
اند. همچنین برق بسیار زیادی مصرف می کنند که بیشتر آن به صورت گرما تلف می شود. به
عبارت دیگر داغتر و کندتر از Jesica Simpson بوده
اند. علی رغم تلاش های انجام شده توسط مهندسین
Intel و انواع تولید، این
تراشه ها بر اساس ریز معماری افزایش شبکه (Net burst) قادر
نبوده اند بخوبی بر محدودیت های ذاتی شان غلبه کنند تا با
Athlon 64 برابری نمایند.
در نتیجه Intel تصمیم
گرفت Net
burst را کنار بگذارد و
روی طرح جدید کارآمد و کم مصرف مربوط به طرح تیم اسرائیلی که مسئول
Pentium M بود، کار کند.
حاصل تلاش آن تیم ریز معماری جدیدی برای CPU است به نام Core، که Core 2 Duo و
Core 2 از اولین پیاده
سازی های اجرایی بر روی کامپیوترهای رومیزی می باشد. اکنون ماههاست که به معماری Core وابسته شده ایم. این معماری جریاناتی
از جزئیات فنی جالب، پیش بینی های محکی نیمه رسمی، و پیش بینی و بررسی محصولاتی که
هنوز به بازار نیامده اند را با خود به همراه دارد.
خوشبختانه انتظار برای پردازشگرهای Core 2 به پایان رسید. اخیراً شرکت Intel قصد داشت محصول جدید خود را با تایید نهایی به عموم عرضه کند.
پس از ساعت ها آزمایش و مقایسه ی این تراشه های Intel در برابر بهترین محصولات
AMD (به خصوص
Athlon 64
X2)، این نتیجه حاصل
شد که تراشه های Core 2
بهترین کارایی را دارند. بدینوسیله Intel گام بلند خود را برداشت و با بازگشت به دوران اوج، شهرت خود
را بازیافت. ذیلاً به برخی از جزئیات و مشخصات این محصول پرداخته می شود.
صرف نظر از عملکرد خوب Core 2 Duo، این
تراشه مکعبی ساده است که از این لحاظ تفاوت چندانی با پردازشگرهای
Pentium سابق ندارد. همانند
آنها در یک سوکت به شکل LGA775قرار می گیرد و بر روی یک باس
1066MHz کار
می کند، همچنین پردازشگرهای Core 2 Duo E6700 مثل
محصولات اخیر Intel در
فرآیند ساخت 65 نانومتری
Intel تولید می شوند. اما
بر خلاف آنها Core 2
Duo ترکیبی از دو تراشه
که با هم در یک محفظه قرار گرفته باشند، نیست؛ بلکه طرحی دو هسته ای است که حدوداً
دارای 291 میلیون ترانزیستور چیده شده در ناحیه ای به مساحت 143 میلیمتر مربع می باشد.
در مقابل، در هر یک از دو تراشه ی متعلق به Pentium Extreme
Edition 965، بطور
تخمینی 188 میلیون ترانزیستور درون قابی با مساحت 81 میلیمتر مربع دارد. اگر این دو
تراشه را در کنار یکدیگر قرار دهیم، این پردازنده در مجموع نسبت به
Core 2
Duo تعداد ترانزیستور
و همچین فضای قاب بیشتری خواهد داشت.
Intel قصد دارد در ابتدای
نسل این تراشه ها، پنج نوع از محصولات Core 2 را ارائه کند که قیمت و مشخصات آنها در جدول زیر آمده است.
|
Model
|
Clock speed
|
Bus speed
|
L2 cache
|
TDP
|
Price
|
|
Core 2
Extreme X6800
|
2.93GHz
|
1066MHz
|
4MB
|
75 W
|
$999
|
|
Core 2
Duo E6700
|
2.67GHz
|
1066MHz
|
4MB
|
65 W
|
$530
|
|
Core 2
Duo E6600
|
2.4GHz
|
1066MHz
|
4MB
|
65 W
|
$316
|
|
Core 2
Duo E6400
|
2.13GHz
|
1066MHz
|
2MB
|
65 W
|
$224
|
|
Core 2
Duo E6300
|
1.86GHz
|
1066MHz
|
2MB
|
65 W
|
$183
|
قیمت مدلهای میانی جدول با توجه به کارکرد آنها کاملاً مناسب هستند. اما آنچه واقعاٌ
لازم است که به آن توجه کنید، ستون TDP است. این پارامتر که کوتاه شده ی عبارت Thermal Design Power می باشد، میزان خنک سازی مورد نیاز برای تراشه را مشخص می کند،
و این عدد به طور چشمگیری نسبت به Pentium Extreme Edition 965 دارای برچسب 130W، کاهش یافته است. سرعت
Clock نیز کاهش یافته،
زیرا ریزمعماری Core بر
روی عملکرد بالا به ازای هر Clock تمرکز دارد و به فرکانس های استراتوسفری
Clock چندان اهمیت نمی
دهد. پر سرعت ترین پردازنده ی Core 2، پردازنده ی X6800 Extreme است
که با سرعت ساعت2.93GHz و
TDP بالاتر و تفاوت قیمت
تقریباً 500 دلاری آن، از بقیه ی مدلها متمایز می شود.
بازگشت به صفحه مقالات